پس از نوشتن در مورد "تاریخچه تی شرت ها" و "تی شرت روزنامه ای" اينبار به سراغ کارهاي جديد مي ريم. اخيراً هم دستي به کمر برده و کار فوق العاده زيباي کمربند هاي چرمي با طرح هاي خوشنويسي باستاني ايران رو تهيه کرده. اگر فکر مي کنيد خاطرات يه فرد ديگه براتون اهميتي نداره لطفاً نخونيد. با اين پست مي خوام شبيه اتفاقي که براي خودم رخ داد، ببرمتون به سال هاي کودکي. از خاطراتي بگم که بيشترمون اونو يه گوشه ي ذهنمون انبار کرديم و تا يه عامل محرکي وجود نداشته باشه امکان نداره به ياد بياريمشون. کلیه ی گزارش کارها، به وبلاگ تخصصی "گزارشها" منتقل شد. چند هفته پیش برای بازدید کارخانه ی تولید شیشه ی آذرجام آمل ( خیلی خوبه تو زبانمون مضاف الیه داریم ؟! ) عازم شدیم.
مدت زياديه که از نيماني ( نيما بهنود ) و محصولاتش چيزي ننوشتم. طبق تحقيقات و پرس و جو، هنوز هم که هنوزه NIMANY هيچ نماينده ي فروشي در ايران نداره و اين واقعاً افتضاحه که کپي هاي مزخرف و بي کيفيت از کارها و ايده هاي نيماني در کشور توليد ميشه که ارزش لمس کردن هم نداره، چه برسه به پوشيدن.
طي اين مدتي که از محصولاتش ننوشتم، نيماني پا رو از حيطه ي تي شرت فراتر گذاشته و با ايده هاي هميشه جالب و نو به سراغ لنگ و لباس هاي پوششي و کيف هاي زنانه رفته که بسيار زيبا شده. ( تصاوير در ادامه ي مطلب )
تصاوير بيشتر را در ادامه ی مطلب ببینید و یا دانلود کنید
ادامه مطلب
به ادامه ی مطلب بروید ...
ادامه مطلب
تصاویر زیر گوشه ای از زیبایی طبیعته. تقدیم به شما
۴ عکس اول کار خودمه و بقیه ی تصاویر از آقای حسین انصاری





هنوز رنگ آمیزیش تکمیل نشده و فعلاً به سایز کوچیک اکتفا می کنیم.

"فصل تازه" آلبومی متفاوت از احسان منتشر شد.
در زیر سه طرح از بهترین قطعات این آلبوم رو تهیه کردم.
بعلاوه ی پوستر سلام آخر و ۳۰ سکانس که یاد آور خاطرات خوبیه.
امیدوارم بپسندید.
می تونید از .:: اینجا ::. آلبوم رو به صورت آنلاین بشنوید.
( قطعات ۱ ، ۵ ، ۸ و ۱۰ پیشنهاد میشه )
تا این لحظه کسی سوتی اسم پوستر اول رو تذکر نداده در نتیجه من هم تغییرش نمیدم.
کلیک = سایز بزرگ
آدرس : Gozareshha.blogfa.com
اين صدمين پست وبلاگه
به همين علت ترجيح دادم اونو صرف موضوعات تکراري پست هاي گذشته نکنم.
بذاريد در مورد خود وبلاگ بنويسم. اينکه جرقه ش از کجا زده شد و چي باعث تداوم اون طي اين مدت شد؟
راستش من مدتي خوره ي مجلات کامپيوتري بودم. حالا هم تو اتاقم يه آرشيو چند صد تايي از اين مجلات رو دارم ( که بعضياشون به دليل مشکلات مالي اون نشريه ديگه منتشر نشدن و بعضي هام در حال ادامه ي مسيرشون هستن )
اون زمان به مباحثي با موضوع "وبلاگ مي نويسم، پس هستم" زياد بر مي خوردم. عدم آشنايي با نحوه ي ايجاد وبلاگ و ترديد در اينکه آيا مي تونم يه وبلاگ آبرومند داشته باشم، مانع ايجاد يک وبلاگ شخصي مي شد.
تا اينکه يه روز سر يکي از کلاسهاي دانشگاه، از طرف استاد اين حرف به ميون اومد که :
کاش مي شد سؤالات و نمرات و... رو تو اينترنت قرار بدم.
با خودم گفتم اين همون وبلاگه! ابتدا تصميم گرفتم واسه استادم وبلاگ بزنم.
بعد گفتم به من چه؟!! تو که لالايي بلدي چطوري ميخواي خودتو بخوابوني؟!
اين شد که رفتم ته و توي وبلاگ زدن رو در آوردم و بالاخره شد ايني که مي بينيد.
کم کم موضوعات مختلفي به وبلاگ اضافه شد وخوشبختانه تونست نظر اندکي از بازديدکنندگان رو جلب کنه ( الحمد لله )
ديگه صحبت خاصي ندارم. ممنون که حوصله کرديد و تا آخر اين مطلب رو خونديد.
از وقتي امتحاناتمون تموم شده يه پامون تو محوطه ي دانشکده س و يه پامون تو آموزش که ببينيم فلان نمره کي مياد و استادش چي گفته و تجديد نظرش کي قراره انجام بشه.
واسه ديدن نمرات، 8 صبح مياي دانشکده و مجبوري کلي زير بارون وايستي تا بتوني از تو اون ليست ريز، ريز نمرات رو ببيني.
بعد از کلي جست و جو تو برد هاي مختلف، دست از پا درازتر ميري سراغ آموزش. اونجا ميفهمي قراره 3 ساعت ديگه نمره ي فلان درس و 5 ساعت ديگه نمره ي فلان درس بياد ( شايد! ) . لابد فردا قراره اون يکي بياد؛ پس فردا هم اون يکي.
برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید ...
ادامه مطلب
خيلي وقته دلم مي خواست در يک پست از وضعيت دانشکده انتقاد کنم.
بذاريد از سايت دانشگاه شروع کنم. چند وقتيه صفحه ي پرتال دانشجو رو تغيير دادند. نه تنها بهتر نشده بلکه بدتر هم شده.
از چه نظر؟
ببينيد؛ با اين سرعت اينترنت زغالي ايران قالب قبلي به مراتب بهتر از اين بود. دليلش هم اينه که مثل حالا نيازي به Load شدن کامل صفحه نبود.
در حال حاضر براي ورود به هر بخشي ابتداً بايستي منتظر بارگذاري کامل صفحه موند. بخش رايانه ي دانشکده هم تفاوت سرعت قابل ملاحظه اي نداره. يکي رو هم نشوندن اونجا بعنوان مسئول سايت؛
هر کي ندونه فکر ميکنه استيو جابز رو آوردن. يه آدم متکبر! ![]()

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب مراجعه کنید ...
ادامه مطلب
تصاویر رو می تونید در ادامه ی مطلب ببینید.
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388ساعت
12:5 توسط اسماعیل| |
سلام
نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388ساعت
13:20 توسط اسماعیل| |
سال نو رو به همه ی شما دوستان تبریک می گم.
نوشته شده در پنجشنبه 13 فروردین1388ساعت
3:32 توسط اسماعیل| |
اینو دیروز به تقلید از یکی از آثار استاد بزرگ "محرمی" کشیدم.
نوشته شده در یکشنبه 11 اسفند1387ساعت
1:55 توسط اسماعیل| |
انتظار ها بالاخره به پایان رسید ؛
نوشته شده در چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت
0:41 توسط اسماعیل| |
نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت
21:2 توسط اسماعیل| |
همراهان هميشگي سلام،
نوشته شده در یکشنبه 20 بهمن1387ساعت
19:28 توسط اسماعیل| |
در تکميل بحث قبلي در مورد سايت دانشکده لازم دونستم درد دل رو ادامه بدم تا بيشتر از اين دچار غم باد نشم!
نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387ساعت
22:42 توسط اسماعیل| |
سلام
نوشته شده در جمعه 18 بهمن1387ساعت
22:39 توسط اسماعیل| |
سلام
نوشته شده در چهارشنبه 2 بهمن1387ساعت
2:51 توسط اسماعیل| |






